تبلیغات
بارانی... - تغییریاتخریب؟
تخریب می شود در برابر دیدگانم تمام آثار باستانی وجود تو...
لشگر بی رحم سردی داغ میگذارد بر دل این همه احساس تازه شکفته شده ی "من".....

اینجا زنی از خود فرار میکند و تو ای مرد سرد روزهای داغ تابستانی...
بشکن حصار درد آلود سر برآورده در اطراف مرا!
نخواه باور کنم حالا که من بی تاب شده ام تو دیگر خواهان "من" نیستی...
نگذار رویای دخترانه ی من با چشم های تو کابوس هر شبم شود...
کمی با من مدارا کن 
تنها کمی بیش از کمی....



پ.ن:
من از اول بد بودم بهش افتخار نمیکنم،برای خودت متاسف باش که تو خوب بودی ولی مثل من شدی...بد شدی!


تاریخ : شنبه 1394/03/23 | 13:53 | نویسنده : باد درموهایش | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.